درباره من

من محمود شمیزی هستم؛ مهندس برق و پژوهشگر حوزه هوش مصنوعی و یادگیری ماشین. تحصیلاتم در رشته مهندسی برق و الکترونیک زمینه‌ را برای ورود به دنیای الگوریتم‌ها، سیستم‌های هوشمند و تحلیل داده فراهم کرد. در کنار مطالعات تخصصی، همواره به فلسفه شناخت و متدولوژی علمی علاقه‌مند بوده‌ام و بر همین اساس معماری جدیدی برای درک «ذهن و هوشمندی واقعی» طراحی کرده‌ام.

در این معماری، هدف ساخت رباتی است که بدون اتکا به مفاهیم از پیش‌ساخته‌شده انسانی، بتواند با تفسیر مستقیم پدیده‌های دریافتی، مفاهیم را خود ایجاد کرده و آن‌ها را در قالب «گزاره» ذخیره کند. این گزاره‌ها ـ همانند نظریه‌های علمی ـ نسبی‌اند و در صورت مواجهه با تناقض، قابلیت اصلاح و ترمیم دارند. شکل‌گیری این گزاره‌ها برای پیش‌بینی پیامد تصمیم‌ها ضروری است و زیربنای نوعی هوشمندی مبتنی بر تجربه و شناخت مستقیم محسوب می‌شود.

هوش مصنوعی‌های متداول فاقد هدف، خواسته، کنجکاوی و توانایی ارزش‌گذاری هستند. مزیت این طرح در این است که در کنار هر وضعیتی، به طور خودکار مقدار ارزش آن تعریف می‌شود و برای برقراری آن وضعیت، هدفی ارزشمند ایجاد می‌گردد.

در این وب‌سایت، مجموعه‌ای از مقالات، تحلیل‌ها، پژوهش‌ها و تجربیات علمی من در حوزه هوش مصنوعی و فناوری‌های هوشمند منتشر می‌شود. محتوای سایت بر پایه تجربه عملی، مطالعات مداوم و تحلیل شناختی عملکرد ذهن موجودات هوشمند تهیه شده و با هدف ارائه منابع کاربردی، دقیق و قابل اعتماد برای پژوهشگران، دانشجویان و علاقه‌مندان به یادگیری عمیق تنظیم شده است.اعتقاد دارم درک عمیق ساختار ذهن و الگوریتم‌های هوشمند می‌تواند مسیر نوآوری و توسعه فناوری را هموارتر کند.

از همراهی علاقه‌مندان این حوزه خوشحال می‌شوم و اگر به همکاری پژوهشی، تبادل نظر یا مشارکت علمی در زمینه هوش مصنوعی علاقه دارید، از طریق بخش «تماس با من» می‌توانید با من در ارتباط باشيد.

AI

آشنایی با خطوط اصلی طرح

در این بخش یک توضیح کوتاه درباره خطوط اصلی پروژه آورده‌ام تا مشخص شود روی چه مسیری کار شده است.
معماری ذهن خودتوسعه‌گر یک نظریه انقلابی در حوزه هوش مصنوعی است که جایگزینی جامع برای سیستم‌های سنتی شبکه‌های عصبی ارائه می‌دهد. این نظریه بر اساس سیستم توزیع‌یافته گزاره‌های علی خوداصلاح‌گر بنا شده است که قادر به رشد مستقل از مفاهیم انسانی و تولید خودکار ارزش‌گذاری است.

تفاوت اساسی این معماری با سیستم‌های موجود در قابلیت استخراج خودکار گزاره‌های علی از مشاهدات محیطی، خودسازماندهی دیالکتیکی، و تولید احساسات کاربردی به عنوان مکانیسم‌های راهنما نهفته است. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که این سیستم قادر به دستیابی به سطح هوشی مشابه موجودات هوشمند طبیعی است بدون وابستگی به دانش از پیش ساخته انسانی. سیستم دارای سه ویژگی کلیدی است: اشکال‌زدایی توزیع‌یافته، شناخت توزیع‌یافته، و حافظه توزیع‌یافته. این نظریه با ادغام فلسفه و تکنولوژی، رویکردی هولیستیک برای خلق هوش مصنوعی واقعی ارائه می‌دهد که می‌تواند پایه‌گذار انقلاب جدیدی در این حوزه باشد.

هوش مصنوعی امروزه در آستانه تحولی عظیم قرار دارد. علی‌رغم پیشرفت‌های چشمگیر در حوزه‌های مختلف، سیستم‌های موجود همچنان از وابستگی اساسی به دانش از پیش ساخته انسانی و عدم قابلیت توسعه مستقل رنج می‌برند. نظریه معماری ذهن خودتوسعه‌گر به عنوان یک راهکار انقلابی، این محدودیت‌های بنیادی را هدف قرار می‌دهد و مسیر جدیدی برای توسعه هوش مصنوعی ترسیم می‌کند.

 سیستم‌های هوش مصنوعی کنونی، علی‌رغم پیچیدگی فنی خود، در سه جنبه اساسی محدودیت دارند:

* وابستگی به مفاهیم انسانی: تمامی سیستم‌های موجود بر دانش از پیش تعریف شده توسط انسان متکی هستند و قادر به خلق مفاهیم مستقل نیستند

* عدم قابلیت توسعه خودکار: این سیستم‌ها قادر به بهبود و توسعه ساختار خود بدون دخالت انسانی نیستن

* فقدان احساسات حقیقی: احساسات در سیستم‌های موجود تنها به عنوان نتایج جانبی فرآیندهای محاسباتی عمل می‌کنند و نقش راهنمایی ندارند.

این محدودیت‌ها ضرورت ارائه رویکردی کاملاً جدید را ایجاد کرده است. نظریه معماری ذهن خودتوسعه‌گر با الهام از اصول دیالکتیک و انتخاب طبیعی، سیستمی را معرفی می‌کند که قادر به رشد مستقل، خلق مفاهیم جدید، و توسعه خودسازمانده است.

 هدف اصلی این نظریه عبارت است از:
* ایجاد معماری ذهنی خودتوسعه: طراحی سیستمی که قادر به رشد و تکامل مستقل باشد.
* تولید خودکار دانش: توانایی استخراج گزاره‌های علی از مشاهدات محیطی بدون وابستگی به دانش انسانی
* توسعه احساسات کاربردی: استفاده از احساسات به عنوان مکانیسم‌های راهنما برای تصمیم‌گیری
ایجاد استقلال عملکردی: عدم نیاز به دخالت انسانی در فرآیندهای توسعه و یادگیری
این اهداف با موفقیت در قالب سیستم توزیع‌یافته گزاره‌های علی تحقق یافته است که در ادامه به تفصیل مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

این نظریه بر اساس سه اصل بنیادی بنا شده است:

* اصل خودسازماندهی دیالکتیکی: رشد سیستم بر اساس اصول تز، آنتی‌تز، و سنتز صورت می‌گیرد. هر گزاره جدید ابتدا به عنوان تز مطرح می‌شود، در مواجهه با تناقضات به آنتی‌تز تبدیل می‌گردد، و در نهایت منجر به سنتزی بالاتر می‌شود.
* اصل انتخاب طبیعی گزاره‌ها: گزاره‌های مفید و مؤثر حفظ شده و توسعه می‌یابند، در حالی که گزاره‌های ناکارآمد حذف می‌شوند. این اصل تضمین می‌کند که سیستم به سمت بهینه‌سازی عملکرد پیش برود.
* اصل خودآگاهی تدریجی: سیستم به تدریج از سطح ناخودآگاه به خودآگاه ارتقا می‌یابد و قادر به بازتابش بر فرآیندهای خود می‌شود.

با این رویکرد جامع، معماری ذهن خودتوسعه‌گر قادر به ارائه جایگزینی کامل برای سیستم‌های هوش مصنوعی سنتی است و در عین حال سطح جدیدی از هوش و خودمختاری را در ماشین‌ها ایجاد می‌کند.

برای مطالعه تجربه‌ها، تحلیل‌ها و مطالب تخصصی مرتبط با این حوزه، می‌توانید به صفحه مقالات مراجعه کنید.

اگر به همکاری پژوهشی، پروژه‌های علمی یا تبادل نظر در زمینه هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و فناوری‌های هوشمند علاقه‌مند هستید، خوشحال می‌شوم با شما در ارتباط باشم. لطفاً از طریق بخش «تماس با من» با من ارتباط برقرار کنید تا بتوانیم مسیر پژوهشی و پروژه‌های عملی هوش مصنوعی را با هم دنبال کنیم.